الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

130

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

اسب نمىتواند از كوه بالا برود و اگر قريشيان پياده از كوه بالا مىرفتند ، نمىتوانستند كه پيروز شوند ؛ زيرا اكثر ياران پيامبر همراه او بودند و اگر قريشيان مىخواستند از كوه بالا بروند ، آنها تا آخرين نفس جنگ مىكردند و هيچ كدام از آنها كشته نمىشد ، مگر اين كه دو يا سه نفر از قريشيان را به هلاكت برساند ؛ زيرا هيچ راه فرارى نداشتند و لذا هر فردى تا آخرين لحظه از جان خويش دفاع مىكرد . . . براى همين از بالا رفتن منصرف شدند و به همان مقدارى كه در جنگ كشته بودند ، قانع شدند و انتظار روز ديگرى را كشيدند كه در آن به پيروزى كامل بر پيامبر و يارانش برسند . « 1 » ( 1 ) امّا وى قبل از آن مىگويد : از او سؤال كردم : هنگامى كه مسلمانان شكست خوردند و فرار كردند ، رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله چه كار كرد ؟ گفت : به همراه تعداد كمى از اصحابش كه از او حمايت مىكردند ، ايستادگى كرد . سؤال كردم : سپس چه شد ؟ گفت : سپس انصار به سوى او بازگشتند و يكى بعد از ديگرى به او ملحق شدند و به تدريج مسلمانان از مشركان جدا شده و در محلّ خاصى جمع شدند و آن‌گاه تنور جنگ داغ شد و دو سپاه به شدت با هم درگير شدند . پرسيدم : سپس چه شد ؟ گفت : مسلمانان از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله حمايت مىكردند و مشركان نيز به طور پيوسته بر آنها حمله مىكردند و عده‌اى را به شهادت مىرساندند تا اين كه كمى از روز باقى ماند و پيروزى همچنان با مشركان بود . « 2 » ( 2 ) بعد از اين گويد : در نوجوانى در نظاميهء بغداد بودم و روزى در منزل مسئول خزانهء كتاب ، عبد القادر بن داود واسطى حاضر شدم . در اين زمان باتكين رومى ( ترك ) نيز كه أخيرا فرماندار اربيل ( در شمال عراق ) شده است و همچنين جعفر بن مكى حاجب در آنجا حضور داشتند . باتكين فردى مسلمان بود و جعفر كه خدا از او بگذرد ، پايبندي به دين نداشت . در اين جلسه يادى از جنگ احد و شعر ابن زبعرى و اين كه مسلمانان به كوه پناه بردند و از آن بالا رفتند و شب حايل بين آنها و مشركان شد ، به ميان آمد . آن‌گاه براى جعفر بن مكى دو بيت از اشعار ابى تمّام را خواندم كه مىگويد :

--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 14 ، ص 246 . ( 2 ) . همان ، ص 245 - 246 .